السيد محمد صادق الروحاني (مترجم: صادقى)
13
جبر و اختيار (فارسى)
نكوست ] اما بنابر سخن جبرگرايان شمشير زن و شمشير در كشتن يكسانند و هر دو آلت وقوع قتل به شمار مى آيند ، پس شمشير زن نيز مستحق نيكو بر شمردن نيست . همچنين كسانى كه به يكى از اين دو قول در خصوص جبر « 1 » قائلند در إشكال [ چگونگى ] تكليف گنهكاران واقع شده اند . زيرا اگر اراده خداوند به فعل انسان تعلق نگرفته است پس تكليف جدى و واقعى نيست و اگر اراده خداوند به فعل انسان تعلق گرفته است پس چگونه اراده از آنچه مورد اراده قرار گرفته [ كه انجام كارهاى نيك است ] تفاوت كرده [ و نافرمانى خداوند از سوى شخص گنهكار رخ داده است ؟ ] جبرگرايان در پاسخ اين مشكل گفته اند كه تكليف ، طلب است و طلب غير اراده است ، تخلف و تفاوت اراده خداوند از مراد [ آنچه مورد اراده قرار گرفته است ] ممكن نيست اما تخلف و تفاوت طلب خداوند از مطلوب [ امرى كه مورد طلب پروردگار قرار گرفته است ] اشكالى ندارد . به عنوان مثال : با فرض عدم تعلق اراده خداوند به نماز او به نماز فرمان مىدهد و با اين فرمان ، طلب به وجود مى آيد و اشكالى در تخلف طلب از مطلوب وجود ندارد . به همين سبب جبرگرايان گفته اند كه تكليف انسان به آنچه توان آن را ندارد جايز است و اشكالى ندارد . با
--> ( 1 ) - اين دو قول عبارتند از : 1 ) افعال اختيارى انسان تنها با قدرت خداوند واقع مىشود . 2 ) نسبت فعل به انسان به اعتبار به پاداشتن فعل به وسيله انسان است نه به اعتبار ايجاد فعل از سوى انسان . هر دو قول عين جبر است .